تبليغاتX
تاتا در زمونه

تاتا در زمونه

خسته ام

فرهنگ لغت معین

(خَ تِ) 1 - (ص مف .) مجروح ، آزرده . 2 - فرسوده رنجدیده . 3 - (اِ.) زمینی که از بسیاری آمد و شد خاک آن کوفته و نرم شده باشد.

تمام کتاب هائی که به نظرم جالب بوده از سایت کتابناک دانلود کرده ام سایت دیگری می شناسید همراه با اسم کتاب معرفی کنید مرسی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:11  توسط تاتا  | 

به یک جایی از زندگی که رسیدی...

یک ایمیل از دوستی چند مدت پیش خوندم جملاتی است برای تفکر

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده...

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.(جراحت می زند این چاقو گاهی تا آخر عمر درد همراه آدمیزاده)                          

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی  مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی  شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری، اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد. (به شرطی که این گریه ها برای خودش نباشد)

 به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی   توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است. ( بی چشمداشت عشق ورزیدن کجا پیدا شود همی)                       

  به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی  از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی. (دیر هنگامی است لال شده ایم )                     

 به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی  اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.(سخته)

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.(کیست که با آدمی بگرید)

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی كسي كه دوستت داره، همش نگرانته.به خاطر همين بيشتر از اينكه بگه دوستت دارم ميگه مواظب خودت باش. (به شرطی که به افراط کشیده نشه این مواظب خودت باش!)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 7:53  توسط تاتا  | 

نمی گذارند زندگی کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:58  توسط تاتا  | 

بازیکن مصدوم و جا موندن از المپیک+همیشه

 پی نوشت:

- همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود " هست.

-یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " هست.

-قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " هست.

-مقداری خرد پشت " چه بدونم" هست.

 -و اندکی درد پشت" اشکالی نداره" هست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:12  توسط تاتا  | 

روزانه نوشت + روز همه مادر هاي گرامي مبارك

مامان های خوب و دوست داشتنی روزتون مبارک

Click here to get myspace Mothers Day comment code

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:19  توسط تاتا  | 

زندگی دخترونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 8:8  توسط تاتا  | 

جذابیت ها و مسافرتهای نرفته

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:3  توسط تاتا  | 

روزانه نوشت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:10  توسط تاتا  | 

پرچم قشنگ+ هوای بهاری

پرچم قشنگی است.

کشور قشنگ تری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:18  توسط تاتا  | 

همه چیز معکوس

 

مطلب پائین رو می پسندم اگر چه ایده آل گرایانه است( از وبلاگ دکتر شیری)

برای معنا دار شدن زندگی باید سه چیز را آموخت :

  1. زیستن : ما باید زندگی را از جاهایی ابتدایی شروع کنیم، رفاه نسبی، خانواده خوب درست کنیم، غذای خوب ، هوای خوب، محیط زیست خوب....
  2. هم زیستی : در مرحله بعد از زیستن بیولوژیک باید بیاموزیم با هم درست زندگی کنیم و به هم کمک کنیم و بفهمیم ما ۱اره هایی جدا از هم نیستیم
  3. خود شکوفایی: وقتی زیستیم و به زیستن بقیه کمک کردیم وقت آنست که بشکفیم و به زندگی گوهر خود را بدهیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:32  توسط تاتا  | 

روز معلمي كه براي هميشه زهر شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:28  توسط تاتا  | 

دریا

درد من حصار برکه نیست

درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:16  توسط تاتا  | 

اردیبهشت+ دپریشن

هوا ملس اردیبهشتی مححححححححححححححححححححشر

صبح یه نم بارون اومد هوا بهشتی الان هم ابری جلوم منظره چهار پنج تا زمین کشاورزیه سبز صدای خروس  و گنجشک هم می آد یعنی یه روزهای اینجا رو با هیچ جا عوض نمی کنم الان دقیقا تو خود بهشت نشستم واااااای باغ ارم چه خبره الان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:55  توسط تاتا  | 

چي شد كه "من در اين زمونه"!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 17:30  توسط تاتا  | 

ذهنیات خوراکی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 10:10  توسط تاتا  | 

چرا مرغ از خيابان رد شد؟

چرا مرغ از خيابان رد شد؟

 

ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود

ــ موسي : و آنگاه پروردگار ازآسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت .

  ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتناب ناپذير بود.

  ــ خ.ات.م.ي : چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگو بکند.

ــ نيچه : چرا که نه؟

ــ فرويد : اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد . آيا دربچگي شصت خود را مي مکيديد؟

  ــ داروين : طبيعت مرغ را براي اين توانمندي ردشدن از خيابان انتخاب کرده است.

  ــ همينگوي : براي مردن . در زيرباران.

  ــ اينشتين : رابطه ی مرغ و خيابان نسبي است.

  ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن وهويت پايمال شده اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهوده ی او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.

  ــ پاپ : بايد بدانيم که هرروز ميليونها مرغ در مرغداني مي مانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد درباره مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

  ــ صادق هدايت : از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

  ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد.

  ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.

  ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت.

  ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.

  ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم ازخيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

  ــ سهراب سپهري : مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.

ــ اريش فون دنيکن : مثل هر بارديگر که صحبتموجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند . مگر آنتن هاي روي سر مرغ را نديديد؟

  ــ سعدي : حکایت آن مرغ مناسب حال تو است که شنيدم که درآن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود.

وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟

گفت : ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنی.

  ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟

  ــ احمد خ.ات.م.ی : به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما ازخيابون رد بشه.

  ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانه ی خود را نفي ميکني.

  ــ پدرخوانده : جاي دوري نميتواند برود.

  ــ فروغ فرخزاد : آه آه از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد.

  ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هرنوع انگيزه را توجيه ميکند.

  ــ پاريس هيلتون : خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.

  ــ احمدي : خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است . ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد . موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي مرغان صهیونیست را از صحنه روزگار حذف خواهد کرد.

  ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:53  توسط تاتا  | 

واکیشن

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:48  توسط تاتا  | 

مسافر های درس خون

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:10  توسط تاتا  | 

بد خوراک

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:25  توسط تاتا  | 

محشره

دوست داشتم قشنگ بود از ته صداي بمش خيلي خيلي خيلي خوشم مي آد لذت بردم. واي نم بارون بياد تو آلاچيق نشسته باشه آدم يه چاي خوش رنگ هم دم دست آدم باشه واويلاااااااا 

از آهنگ سفره بي رياش خيلي خيلي خوشم اومد.

 

اينم لينك دانلود آلبوم

http://www.bestmusic1.in/modules.php?name=News&file=article&sid=5262

خودم دلم مي سوزه اگه مي تونيد بخريد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 11:2  توسط تاتا  |